مسافرت
سلام عشقم تو چند روز گذشته چند تا اتفاق افتاد اول از همه بگم روز 27 فروردین تولد دایی احمد دوست عزیزم مریم بود که ایشالا هر دو تا 1000 سال زنده باشن روز سه شنبه هفته پیش با خودم بردمت باشگاه تو هم توی محوطه حسابی با بچه ها سر گرم شدی و تا حالا به من می گفتی که مادر نرو باشداه(باشگاه) اما حالا همش می گی مادر بییم(بریم) باشداه یه روز هم با پدر بردیمت پارک روز یک شنبه که تعطیل بود اونجا هم کلی بازی کردی و خوش گذروندی اینکه روز 4 شنبه 28 فروردین رفتیم ابگرم رینه و من به شما گفتم داریم می ریم مسافرت عزیزم کلی ذوق می کردی و اونجا هم توی سوئیتی که گرفته بودیم نمی دونستی چه کار کنی و همش اینور و اونور می ...





